>> A نظام مشاركت و وحدت در مديريت:

با اعتقاد به  اين اصل كه برخورد با مطالعات جامع كاربردي به جز با مشاركت يافتن  عوامل مؤثر، ذينفع و دست اندركاران آن، بستر عملي پيدا نمي كند؛ روش مشاور اين خواهد بود كه با بهره گيري و همكاري واحدهاي مربوطه، زمينه ايجاد پيوند بين آنها و اهداف اين طرح فراهم گردد تا زمينه انتقال ديدگاهها آنان به كار و دريافت ديدگاههاي مردم در مرحله مطالعات و اجرا فراهم گردد. راهكارهاي چگونگي سازماندهي چنين تشكلي بشرح ذيل مورد برنامه ريزي قرار مي گيرد.

>>  تشكيلات اجرائي و مديريتي

(1) مديريت مركزي طرح با تركيبي از نمايندگان استان، كارفرما و مشاور به عنوان اعضاي ثابت و نمايندگان ارگانهاي ديگر برحسب نياز تشكيل مي گردد.

شامل: هسته مركزي سياست گذاري از مقامات عاليه استان

ستاد هماهنگي اجرائي از معاونين و مديران اجرايي

(2) هسته فني: افرادي داراي ديدگاه اي تحقيقاتي - اجرائي مرتبط با موضوع با همكاري كارفرما شناسائي و دعوت به همكاري بعنوان ” هدايتگر “ مطالعات مي گردند و با همكاري مشاور  پايه گذار نظريات تخصصي - راهبردي امور طرح و اشاعه آن مي باشند.

(3) گروه پيگيري: در موضوعات محوله مسئوليت ايجاد ارتباط با سازمانها و نهادهاي ذيربط و انتقال مسئله بين آنها و اعضاء دفتر مطالعاتي محلي را به عهده داشته و از آنان به منظور مشاركت و ايفاي نقش در راستاي وظايف هماهنگ دعوت به همكاري مي نمايند.

(4) همكاران درون سازماني: جهت همكاري در ايجاد نظام هماهنگ بين دستگاه اجرائي و اقدامات طرح و حصول به راهكارهاي مطلوب با توجه به تجربيات واحدهاي سازماني دعوت به همكاري و فعاليت مي گردند.

 

 

>>  نظام ً پيمان خدمات ميثاق ً

مشاور ارائه خدمات را به گونه‌اي مديريت مي‌نمايد كه اهداف ذيل تأمين شود:

1-    امكان حضور عوامل دستگاههاي اجرايي و مردم داوطلب منطقه در بخشهاي مربوطه طرح.

2-    انسجام در بخش مديريت و دانش منطقه جهت حمايت از توسعه.

3-    راه‌اندازي دفتر فني - مديريتي محلي و فراهم آوردن زمينه مشاركت همگاني در بخش آموزش با تشكيل انجمنهاي علمي – كاربردي.

4-    اجراي برنامه هاي تحقيقاتي – آموزشي – كاربردي از طريق انجمنها.

5-    فراهم كردن بستر جبران خدمات اعضا‍ء از طريق نظام خدمات متقابل و اعتبارات طرحها.

6-    شكستن اهداف برنامه توسعه به طرحهاي مرتبط به بنگاههاي اقتصادي – توليدي در حوزه عمليات.

7-    تنظيم پيشنهادات در قالب پروژه‌هاي مشخص اجرايي.

8-    عقد قرارداد با واحدهاي توليدي جهت كار مشترك فني - مديريتي تا مرحله حصول به كارآيي و اجراي نظام سهم‌بري.

9-    هدايت اعتبارات جهت راه‌اندازي بهينه سيستمها در يك نظام سرمايه‌گذاري قابل برگشت .

10- پيوند امكانات بالقوه شهر و روستا جهت فعال كردن واحدها و حصول به توسعه و خودكفائي در حوزه هاي محلي.

11- ارائه خدمات فوق در نظام سهم بري از افزايش كارآئي سيستمها و جبران خدمات اعضاء به اتكاي دريافت حق الزحمه خدمات در نظام حسنه و بهره مند ساختن آنان از نظام سهم بري از ارزش افزوده در خط توليد.

12- تشكيل صندوقهاي بازيافت سرمايه جهت تداوم امور مديريت توسعه منطقه.