......................................[[   مهندس سفيد «استاندار وقت استان يزد» ( پياده شده از متن گفتاري ، منعكس در فيلم )   ]]....................................

 

 

 


عشق، علاقه و ايمان سه ضلع مثلثي است كه آقاي مهندس قندهاري را به اين منطقه كشانده تا به اين جا بيايند و مستقر شوند و براي آبادي اين محله كه تعلقي به آن ندارند دل بسوزاند؛ گر چه در جهت توسعه ميهن اسلامي‌مان همه جا متعلق به همه است و همه بايد تلاش كنيم. البته ايشان فقط به دليل علايق معنوي و مذهبي درون خودشان است كه به اينجا كشانده شده اند تا حركت و تلاش را در اين منطقه داشته باشند. اميدواريم كه خداوند توفيق بدهند و با همكاري بچه هاي استان، كار به خوبي انجام بشود.

تا آنجا كه به ذهنم مي آيد بحث برداشت آب معدن از منطقه مطرح بود. تا آنجا كه برداشت آب از معدن، براي منطقه مشكل پيش مي آورد؛ مردم هم از اينكه آب در بهاباد كم شود، احساس وحشت داشتند. در صحبت هايي كه شد يكي بحث تجديد نظر در طراحي هاي معدن بود كه چه اقداماتي مي تواند انجام شود تا كمترين آب را ببرد؛ يكي هم بحث جبران اضرار سفره بود. مشغول پيگيري اين بحث ها در داخل استان بوديم كه خدمت آقاي مهندس قندهاري رسيديم و بحث احياي منابع طبيعي به شكل مشاركت هاي مردمي و اقتصادي ديدن اين امر مطرح شد.

خوشبختانه اين دو بحث؛ يعني مشكلي كه در رابطه با معدن داشتيم و بحثي كه در مورد احياي منابع طبيعي بود با هم تلفيق شد و با توجه به تجاربي كه آقاي مهندس قندهاري در اصفهان، در پروژه فولاد مباركه داشتند حل شد. يك بحث عمده در وزارت صنايع و معادن اين است كه پروژه ها نمي توانند از مردم جدا باشند؛ يعني اگر دوگانگي بين مردم و پروژه باشد؛ هم براي مردم و هم براي پروژه مشكل پيش خواهد آمد. از طرف ديگر مردم هم مي‌آمدند تا ببينند اين پروژه عمده اي كه در منطقه انجام مي شود چه اثراتي در زندگي، اقتصاد و فرهنگ مردم دارد و چه كارهايي مي توانند بكنند كه وضع اقتصاديشان بهتر شود و آن را از جهات مختلف رشد دهند.

به نظر من مي توانيم به تدريج در اين منطقه هم چنين كاري كنيم. يعني همزمان با هم، ارتباط مردم و معدن را ببينيم و طوري مساله بهتر و فعال تر شدن وضع اقتصادي مردم را تفسير كنيم كه فقط چشمشان به معدن نباشد؛ كار كنند و اگر هم بخواهند كار كنند، بايد به طرف آن هجوم بياورند و نگويند كه خداوند در اين چند شهرستان نزديك به هم فقط يك معدن داده و آن هم در چادرملو است، چون هيچ چيز ديگري نيست كه جوابگوي نيازها نباشد.

خب مسلماً وقتي فكر كسي به اندازه چند معدن بتواند به جامعه، به نسل آينده و به مردم بهره دهي كند مي توان از هر چيزي برداشت كرد؛ ما شهرهايي داريم كه معدن ندارند اما گردش پولشان چندين برابر شهرهايي است كه حتي معادن بزرگ دارند.  به نظر مي رسد بيشتر اين طرح ها احتياج به همدلي، انسجام و نيت خالص دارد تا بتوان كار كرد، نه اينكه فقط ببينيم اين مكان از چه نعمت الهي برخوردار است.

اگر كشورهاي ديگر را هم نگاه كنيم مي بينيم همين طور است؛ چون آنها با هماهنگي، برنامه ريزي و اتحاد فعاليت مي كنند.

 


------------------------------------    ------------------------------------

 


 

.....................................................[[   آقاي مهندس عليخانزاده  ( پياده شده از متن گفتاري ، منعكس در فيلم )   ]]...................................................

 

 

 

 

خوشحال هستم از اينكه امروز در جمع شما هستم و في الواقعه فكر نمي كردم با يك چنين جمع و برنامه ريزي مواجه شوم. اينكه مي گويند كه انسان محور تمام متفكرين شرق و غرب من امروز اين را  به چشم خود ديدم و شاهد هستم و اين پيغام را با خودم خواهم برد، هر جا كه بروم! اينكه مي گويند انسان خودش بايد خواستار تحول باشد من اينجا آن را مي بينم. اين تلاش كه شما داريد در اين راه فكري مي كنيد و اين بحثي كه الان در دو روز گذشته در يزد حول محور تحول و بهره وري مطرح مي كردند، من اينجا دارم به چشم خود مي بينم. خيلي خوشحالم از اينكه واقعاً در جمع شما هستم و به سهم خودم از شما تشكر مي كنم.

دوست دانشمند، فرهيخته و اديبم با آن روحيه شاعرانه اي كه دارند خيلي قشنگ توصيف كردند (اشاره با آقاي مهندس كاشاني و عرايض پيش از نطق ايشان دارد)

من سالها است كه آقاي مهندس قندهاري را مي شناسم و با شيوه كار و فكر ايشان آشنا هستم. ايشان هم مثل هر انسان ديگر صاحب تفكري است؛ اصل مهم و پايه فرقي كه ايشان با ديگران در اين مملكت دارند پايداري ايان در مسائل است. اينكه من مي‌گويم نه در حمايت شخصي اقاي قندهاري كه در حمايت از اين حركتي است كه شروع كرده اند و من نتايجي را كه مي بينم به خاطر اين بوده كه شماها پشتيبان اين حركت بوده ايد. شده است جاهايي كه شخص ايشان خواسته است چنين برنامه هايي را پياده كند ولي با مقاومت روبرو شده است؛ يعني مردم آنجا توانسته اند. همان آيه اي كه اول صحبت هايتان اشاره كرديد:

اِن ا... يغيروا ما بِقوم حتي م بِاَنفُسِهِم

مردم آن قوم توانستند در خودشان تحول ايجاد كنند و عليرغم آن ... ايشان پايداري كردند تا به آنجا رسيد كه ديگر در آن مقطع نتوانست در آن كار كند. ولي الحمدا... مي بينيم كه افراد ايشان، افكار ايشان، حرفهاي ايشان و تفكر ايشان دارد در اينجا ظاهر مي شود و شما الحمدا... خودتان داريد الگوي ايشان را دنبال مي كنيد.

 


------------------------------------    ------------------------------------

 


 

..............................................[[   مهندس كاشاني ( پياده شده از متن گفتاري ، منعكس در فيلم )  ]].............................................

 

 

 

 

  خورشيد  نهان  در  نقابيم           گرماي  نهان  آفتابيم    

 خورشيد خوديم و گرمي خويش    ازمشرق دل بيا بتابيم

 

ديدن بهاباد، اگر اين فعاليت ها و حركت هايي كه با آنها آشنا شديم، نبود؛ يك جاي عادي براي ما مي شد و مثل خيلي از روستاهاي ايران، مردم گرفتار، عقب افتاده و درگير مشكلات و گرفتاري مي ديديم كه  چشمانشان به آسمان است كه باران بيايد و مواظب باشند كه بيش از حد نيايد و دست خودشان هم نيست، چون سيل و گرفتاري ايجاد مي كند، اما حركتي كه من و آقاي عليخانزاده اينجا مشاهده كرديم، هر دوي ما را به شگفتي برده، و اين اميد به ما دست داد كه مثل اينكه جوانه هاي انقلاب در اينجا به صورت عملي زده شده است. البته من خودم آدم اميدوار و خوشبيني هستم و هميشه تلاش مي كنم كه مردم دوروبر خود را نويد و اميد بدهم، چون يكي از ويژگي هاي آدم خلاق اين است كه با آدم هاي بدبين مشورت نكند؛ با آدم هاي بدبين گفتگو نكند، چون آدم‌هاي بدبين انسان را از تلاش و كار باز مي دارند؛ اينجا خوشبين تر شدم، تا حالا فكر مي كردم همه موتور هايم روشن است، امروز ديدم در بهاباد موتورهاي ديگري در من براي حركت و كار روشن شده؛ تلاش خودم در جنوب خراسان روي فعاليت هاي فرهنگي است، حالا باز اينجا فكر مي‌كنم  حركت نويي شد؛ براي اينكه اينجا يك حركت دسته جمعي دروني انجام شده؛ در هر صورت من به شماها كه با يك نداي خير و اين حركت را لبيك گفتيد، تبريك مي گويم و از همين جا واقعاً بي صبرانه و مشتاقانه منتظر ديدار آقاي مهندس قندهاري هستم كه ايشان را زيارت كنم و به ايشان تبريك وبگويم به خاطر اينكه فكر خوبي داشتند. اين خودكفايي كه ما شعارش را مي دهيم، در اينجا داردبه طور اصولي تحقق پيدا مي كند. من دردم، درد ترك روستاها بود، دردم اين بود كه در واقع روستاها از جوانهاي ما دارد تهي مي شود. (...) حركت شما باعث مي شود كه اولاًكسي از روستا نروند و دوم اينكه آنهايي كه رفتند باز گردند، من مطمئن هستم همه آنهايي كه رفتند پشيمان هستند اما چاره اي ندارند و براي برگشت هم راهي ندارند، به خصوص نگراني كه شما بطور غيرمستقيم اعلام كرده ايد آنها كه رفته اند ممكن است مشكل باشد، برگردند؛ مردم بطور طبيعي دنبال آسايش هستند وكشاورزي هم كار آساني نيست، به خصوص اگر هم دشواريهاي بيشتري در كنارش باشد. اگرچه خود معدن هم محترم، مقتدر و مهم است اما چرا يك كشاورز از روستاي بهاباد بايد برود در معدن كاركند، چرا از روستاهاي محروم نيايند و در معادن كار كنند، كار معدن كاري سختي است، اما به هر جهت چون امنيت مي دهد؛ اين بيمه است و يكي از فريفتگي هاي كار سازماني اين است كه به انسان امنيت شغلي مي دهد؛ اگر روستايي در بهاباد امنيت شغلي ببيند، در اينجا مي‌ماند، به نظر من ما درجاهايي مثل اين روستا كه، استعداد كشاورزي دارد، افراد را از كشاورزي مي‌كشيم توي معدن؛

اما در يك جاي ديگر،روستايي است كه 6 خانواده در يك فضاي 1متري در 2متري، شلغم مي كارند و خشكش مي‌كنند در زمستان گرد شلغم را توي آب داغ مي‌ريزند مي شود اشكنه شلغم، نه روغني نه چيزي، ًاين مردم ً هستند كه به شغل احتياج دارند،  ًاين مردم ً هستند كه به كار معدن احتياج دارند، بنابراين اشاره شد كاري كه مي كنيد زمينه اي فراهم مي كند تا مردمي كه اشتغال كشاورزي دارند به معدن نروند و اين معادن براي جاهاي ديگر اشتغال ايجاد مي كنند.
به هر جهت من به همه شما تبريك مي گويم و از شما صميمانه به عنوان يك ايراني و يك مسلمان اين ندايي را كه برخواسته از بطن اين مملكت بر خواسته لبيك گفتيد، تشكر مي كنم ولي انشاا... ادامه بدهيد و يك لحظه نگذاريد كه اين حركت خاموش بشود و دوم اينكه سعي كنيم الگو بشويم، زماني مي تواند الگو شويم كه بتوانيم درس بدهيم، انسان وقتي معلم مي شود اين چيز ها را ياد مي گيرد، آنهايي كه معلم هستند مي فهمند كه من چه مي گوييم. من اميدوارم كه اينجا يك نمايشگاه خودكفايي بشود و من مطمئن هستم كه از پيوند با آقاي قندهاري در جنوب خراسان براي ايجاد يك سري اشتغال كمك خواهم گرفت، ولي از من كاري در بهاباد برنمي آيد ولي در عين حال شعر من، كلام من هرچيزي كه بتواند به بهاباد سرعت بيشتري بدهد؛ وجود و حضور من در كنار آقاي قندهاري قرار مي گيرد.
من معتقد هستم مردم سه دسته هستند؛ يك دسته آنهايي كه ديگران بايد موتورشان را روشن كنند، دسته ديگر آنهاي كه خودشان موتورشان را روشن مي كنند، و دسته سوم كساني هستند كه نه تنها موتور خودشان را روشن مي كنند، بلكه موتور ديگران را هم روشن مي كنند؛ و در روستاها ما اكثراً موتورشان خاموش هست و منتظر هستند كه ديگران موتورشان را روشن كنند و چشم به دولت دوختند و دولت نمي تواند مملكت به اين بزرگي را كه من در آن سفر كردم مي دانم كه چقدر بزرگ است و چاره اي كه ما اين دولت را در درون خودمان بوجود بياوريم در واقع، دولت مردمي يعني همين و شما اين هدف را تحقق بخشيده ايد.

اي نازنين دوباره خماري، شراب باش                   اي نازنين دوباره گِل آبي،گلاب باش           

اي نازنين دوباره سكوني، شتاب باش                  اي نازنين دوباره سؤالي، جواب باش

آينه باش و آب روان، آفتــاب باش                         خورشيد عشق باش؛ بيا بي نقاب باش                  

من فكر مي كنم اين شعري كه من اول سال سرودم امروز كه آغاز خرداد است تحقق  واقعي داشت؛ چون  امروز با گروهي مواجه هستيم كه سؤال نيستند، جواب هستند، در همه روستاها ما با سؤال روبرو هستيم؛ در جاهاي ديگر هميشه يك عده دور آقاي بخشدار، فرماندار، شهردار مي ريزند و مي پرسند اين چه شد و آن چه شد! ولي امروز در اينجا شما به ما نشان داديد چه كار داريد مي كنيد، شما همش جواب بوديد. كلاس، نقشه، استاد، حركت تاغ، مرتع احيا شده، عمليات آبخيزداري، سمينار در مرتع  كنارآبخيز نشان ما داديد.و من هميشه پيش خود فكر مي كردم كه ممكن است ما كاري را بكنيم كه در تمام عمرمان حاصلش را نبينيم؛ ولي من امروز ديدم كه اينجا كارهايي اتفاق افتاده كه همين جوان ها در طول عمر خودشان حاصلش را ديدند. انشاا... كه سال هاي سال عمر كنيد و با وجود عمر كنيد، اما فكر نكنيد كه حركت شما فقط متعلق بهاباد است، حركت شما در مملكتي است كه قحطي كار و ابتكار در آن است؛ من سه سال ديگر به شما مي گويم كه چه بمب سازندگي در مملكت خواهد شد، من خودم هم دنبال الگوسازي هستم. ولي اين الگوي جدي تري است براي احياي روستاهاي ما، ايجاد اشتغال، كرامت بخشيدن به انسان و جلوگيري از مهاجرت، نگه داشتن آدم در روستا، و انشاا... موفق باشيد.

 


------------------------------------    ------------------------------------