|
الف- ايجاد زمينه جاري شدن عمل انسان در امور توسعه با
معيارهاي الهي
ب-
استقرار مجدد امور هماهنگي توسعه محلي، احياء و
بازسازي سنت مشاركت مردم در اين مراكز مقدس
|
|
|
الف-
روند زندگي اقتصادي با معيارهاي اسلامي هماهنگي لازم
را ندارد.
ب-
به علت كارشناسي و
اداري كردن امور توسعه و انتقال اين مهم به مراكزي
كه مردم با آن الفت زيادي ندارند، پيوستگي لازم بين
امور برنامه، بهرهوري و توسعه و مردم از بين رفته
است و از توان و تجربه مردم در اين راستا استفاده
نميشود.
|
|
|
الف-
نظريات اسلامي نقش اساسي و بنيادي در اداره امور
زندگي و فعاليتهاي ما ندارد.
ب-
تشكلهاي موظف در حل اين مسئله ضعيف عمل ميكنند.
ج-
امور كارشناسي و برنامهريزي با زبان و وسايلي
ناآشنا براي خبرگان محلي و توده مردم دنبال ميگردد
و تلاشي جدي جهت پيوند اين دو زبان صورت نميگيرد.
د-
بخشي از اهرامهاي
تصميمگيري به علت مكانيزمهاي اداري از جامعه محلي
سلب شده است.
|
|
|
الف-
تدوين و ارائه ديدگاههاي كاربردي اسلام در امور مورد
هدف توسعه و فعاليتهاي مربوطه
ب-
مشاركت همزمان و پابهپاي اين
عوامل در برنامهريزي و اجراي طرحهاي توسعه
ج-
دعوت به ايفاي نقش بعنوان پايگاه پيوند دهنده
اعتقادي و اجرايي بين شهر و روستا جهت حفظ موازين و
حقوق جامعه شهري- روستايي
د-
محل هماهنگي و ارائه برنامههاي توسعه در حوزه نفوذ
جامعه روستايي
ه-
محل تعقيب و پيگيري مطالعات انجام شده با همكاري
عوامل پس از طي مراحل بررسي و تصويب نهايي
و-
واحد سازمان دهنده امور اجتماعي- حقوقي- مديريتي و
تشكيل جلسات با عوامل اداري محل
ز-
محل تشكيل جلسات هيئت مديره صندوق عمران
ح- مركز تنظيم نظامنامههاي اعتقادي، هادي فعاليتهاي
بهرهوري و توسعه، در بردارنده رئوس مسئوليتهاي
فردي- اجتماعي و ... و در اختيار قراردادن آنها جهت
انعكاس و استعمال در منش فردي، اجتماعي و تشكيلاتي.
|
|